Wednesday, October 11, 2017


. پائیز یهو میاد مثّه بهار و بقیه! عکس : #علیرضای_خوب #پائیز #عکاسی


. دنیا خون آدم را کثیف می‌کند دو پر نارنجی بخور بشوره ببره حالت خوب شه لعنتی از اون خوباش آخه عشق یعنی حالت خوب باشه من خوبم تو خوبی؟ #علیرضای_خوب / نارنجیه من تشکر ویژه از «shirin shabby» بابت عکس پ ن : هرکی عکس نارنگی دید و گرفت یه پیامی به من بده آخه نیگا نارنگیارو نیگا نارنجیارو


. میاد از کنار بالشم رد میشه دستمو میگیرم رو دو پا بلند میشه و میدوئه بیاد بازی کنه. یه کم کشتی میگیریم بغلش که میکنم تا بخوابم پا میشه می‌ره پایین پام رو پتو خودشو گرد می‌کنه میارمش میگم ببین بابایی! همش که تو نباید کیف کنی بعضی وقتا کوچیکترا باید نسبت به بزرگترها گذشت داشته باشند بچه ها باید به باباهاشون بغل بدند میگیرمش بغل آه از سر ناچاری می‌کشه و چشماشو می‌بنده #مخمل_خوب #علیرضای_خوب #گربه #حیوانات_خانگی #kittycat #pet


Tuesday, October 10, 2017

. اندکی در کنارم بیارام و راز دل بگو که با تو چه کردند هر آنچه میدانم را میخواهم از لبان تو بشنوم جادوی کلام تو همین است جانا که شیاطین درونم را می رماند #علیرضای_خوب / ترجمه آزاد پ ن : انصافا حتی #متالیکا با یه ترکیب قابل قبول از تصویر و فعل خوب ممکنه با #شمس_لنگرودی اشتباه گرفته بشه مشکل از ارائه ماست وگرنه هنر برای هر انسان سالم قشنگه پ ن ۲ : قضاوت با خودتون. ابتدای تصنیف «unforgiven 2» / نا بخشوده ۲. از متالیکا


ببین ما وا دادیم... شدیم شبیه راننده ای که بیست و چند ساله با یه کاستِ فرهاد مسافر میکشه تو خط انقلاب_آزادی... آخر شبمونم شوریدس شبیه آخرِ فیلمای فرهادی... شما پادادی ما قلب دادیم دل دادیم، نیگا دفترمو، شعر دادیم... سرمه ی چشمت جوهرمون شدو نوشتیم کلمه به کلمه تا دیدی هوات تو سرمه سنگین شدی و حالا؟ خنده رفته و چیزی که مونده غمه... قلمو گذاشتیم کنار و شدیم مثل لاتِ بی قمه، روزا سرمون گرمه ولی به شب میرسه هوامون بارونه و گونه هامون نَمِ ولی خب تقصیر تو که نیست دنیا اینجوری شده که عشق و نفرت درهمه، حالِ آدما مبهمه، تا طرف نفهمیده قلبت تو دستاشه همه چی خوبه، بهشته، اما تا فهمید دیگه مابقیش جهنمه همون آهنگه که دوست داشتی، آهنگه ... هی اونو گوش میدم چشمام قرمز میشه و رفیقام میگن توام که همش مستی که مرتیکه! میگم حساسیت فصلیه، من به هوای باهار حساسیت دارم


Monday, October 9, 2017

سخت ترین قسمت زمستون بودن این نیست که خیلیا بهار رو دوست دارن بیشتر از زمستون سخت ترین قسمت زمستون بودن اینه که بعضی‌ها فکر میکنن زمستون قشنگ نیست. منفیه. بده و میان تا قانعت کنند بهار باشی و سخت تر از اون اینه که خودتو تمرین بدی این برخوردای از رو نگرانی یا دلسوزی واسه اینه که دوست دارن ولی بلد نیستند اینارو پای بهار نذاری آخه بهارم فصل خداست گناه داره خب خیلیا دوسش دارن #علیرضای_تحت_تمرین


. پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست


میبینی نبودنت ریخته رو سرامیکا؟ مخمل میدوئه روشون و به همش می‌ریزه میبینی همین پائیز که خوبه صدام می‌کنه بعد که میاد و میبینه نیستی انگار نوک زبونشه و یادش نمیاد چیکارم داشته. بعد می‌ره پیش مخمل و من خونه رو به هم میریزم و میندازم گردن مخمل و پائیز پائیز میاد گونی گونی دلتنگی معمولی بقیه رو می‌ذاره تو اتاق کنار تخت سرشو میندازه پائین و پریشون و ناراحت بنا می‌کنه به رفتن انگار یواش پاهاشو می‌کشه و دلش نیست منتظره صداش کنم وقتی پائیز می‌رسه دم در بر میگرده و نگام می‌کنه باز به روی خودم نمیارم + میگه ((من پائیزما!تو علیرضای خوبی ،این بود قرارمون؟)) + میگه ((اگه باز یادم نیاد منم میشم پائیز معمولی)) - من جواب میدم ((آخه نیست)) - میگم ((تو پائیزی !نمی‌فهمی تقصیر خودته.)) - ((من که صدات نکردم خودت بعد تابستون گفتی میام یه کار مهم باهات دارم)) - ((وقتیم اومدی گفتی یادم نیست چیکار داشتم ولی نوک زبونم بود)) گونیشو می‌ذاره پشتش و از در میره بیرون + میگه (( حالا هستم. هی باز میام. شاید یادم افتاد)) #علیرضای_خوب / #پائیز_خاص پ ن : این دلنوشته رو به امید دکلمه توسط: علیرضا پوریوسف ( @alirezapurusef ) نوشتم. این نکته به این جهت ذکر شده که کمی مجبورش کنه با وجود مشغله های این روزهاش اگه وقت کرد یه امتحانی بکنه @sefidieshab #سفید_مثل_شب #پائیز #شعر #دلنوشته


... ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنند آنکس که از او چرخ و هوا رقص کنند جان‌ها ز خوشی بی سر و پا رقص کنند در گوش تو گویم که کجا رقص کنند هر ذره که در هوا و در هامون است نیکو نگرش، که همچو ما مفتون است هر ذره اگر خوش است، اگر محزون است سرگشته خورشید خوش بی‌چون است #مولانا


Sunday, October 8, 2017

. به مناسبت روز جهانی کودک بچا سلا خوشگلا سلااا چطوره لحنم؟ مناسبِ واسه برنامه کودک اخه میدونی چیه بچه؟ با تاسف برنامه کودک رو همیشه ادم بزرگا میسازن اینام فکر میکنن بچه زیاد چیزی سرش نمیشه فکر میکنن وقتی میخوای با بچه حرف بزنی باید صداتو اونطوری کنی لباس رنگی رنگی بپوشی هی شکلک در بیاری چیزا رو به زبون ساده توضیح بدی اینا رو ولشون کن اینا یادشون رفته ولی ماها که یادمونِ حالا بچه بیا بشین اینجا یه دیقه باهات حرف دارم . بچه میدونی جمشید از صبح که فهمیده من میخوام با تو حرف بزنم بهم سفارش کرده واسَت یه قصه بگم یه قصه واقعی . قصه یه بچه ای که یه روز یه دود ابی رنگ میاد سراغش میگه بچه چطوری ؟ سه تا ارزو بگو تا برات براورده کنم اما راستش اینه دیوونه ها هر وقت میخوان قصه واسه بچه ها بگن گند میزنن بچه ها باید خودشون قصه بگن باید قصه گفتن و اینجور چیزا رو از دست بزرگترا بگیرن بچه ها باید همه جا رو بگیرن. جون هر دومون عالمی از نو باید بسازن نه مثل این مکافات. خوب بودن سخته هرچی بزرگتر میشی سخت تر هم میشه واسه همین بچه ها همیشه بهترن. تو همینطوری خوبی راستش اینه تو باید یه قصه بگی نه من ،هرچی باشه .بچه یه وقت فکر نکنی من بچگیا رو یادم رفته ها یادمه عین همون وقتا اما خب دیگه بعدا برو از مامان بابات بپرس رسم روزگار یعنی چی . حالا باز این دفعه رو من حرف میزنم دفعه بعد نوبت توِ . ولی خودت لابد دیگه میدونی ادم اول بچه س بعد بزرگ میشه وقتی بزرگ میشه دیگه مثل بچگی نیس همه چی یهو زیادتر میشه انقد زیادتر میشه که ادم کلافه میشه تو بچگی همش دلت میخواد ادم بزرگ بشی اما نگا، انقد عجله نکن واسه بزرگ شدن جالبِ ها ولی عجله نکن زیاد. ادم تا بچه س خیلی چیزا رو نمیدونه انقده خوبه که نگو مثلا تو میدونی دوری چیه؟شب هفت؟شورای امنیت میدونی چیه؟ تا حالا اسم امریکا خورده به گوشِت؟ تپه نریده شنیدی؟اب گرم و مکافات؟ نشنیدی دیگه. بچه مهربونی عین گُل اول بهاری اگه کسی رو دوس داری بهش میگی دوسِت دارم دیوونه ها تا یه دوسِت دارم میگن جونشون ده بار در میره همین دلبر و جمشید و سایرین ببین من میگم اصن از صبح که بیدار میشی هی را برو به هرکی میبینی بگو دوسِت دارم روزی هزار بار بگو بستنی میخوام دوسِت دارم دوستای تازه میخوام دوسِت دارم چقد شما شیرینی دوسِت دارم، اینو دارم به خودت میگما حواست کجاس بچه حوصله ت سر رفت؟ بچه یه مکافاتی که ما تو بچگی داریم اینه که بابا مامان ادم میخوان برن بیرون مهمونی اما ادمو با خودشون نمیبرن من میگم تو این دفعه بهشون بگو منم میخوام بیام، #رادیو_چهرازی