Friday, August 11, 2017

Mybe it's time to Manuall shots نیگا کن نارنجی ها رو صد ها هزار و یا میلیون ها تومان هزینه دوربین گوشی هایمان میشود بی آنکه بدانیم در حالت خود کار , تفاوت چندانی ندارند. عکاس حرفه ای نیستم اما چند سالی عکاسی کرده ام و علاوه بر آن زندگی و کار ام آمیخته با دنیای دیجیتال است طولانی میشود اگر نحوه کار حسگر های نوری سیموس و سی سی دی را شرح دهم اما ... اگر دوربین گوشی شما برجسته نیست یا عمق ندارد اگر عمق تصویر تناسب روشنایی فوکوس تصویر و زمینه و فاصله سنجی را به طور دستی تنظیم نمیکنید شما از یک ماشین لوکس به عنوان دمبپایی حمام استفاده میکنید. یک گوشی بدون دوربین بخرید پ ن : یکی از زیبا ترین و حرفه ای ترین تجربیات تلفن همراه من. داشتن یک غول تمام عیار هوشمند و در کمال تعجب بدون دوربین بود. جالب تر اینکه بدون هماهنگی با محمود و پیام. هر سه این گوشی را خریده بودیم @m_o_o_d_i_ @payam.ghrchn #عکاسی #دوربین #گوشی #موبایل #w950


نه به خاطرِ آفتاب، نه به خاطرِ حماسه به خاطرِ سایه‌ی بامِ کوچکش به خاطرِ ترانه‌یی کوچک‌تر از دست‌های تو نه به خاطرِ جنگل‌ها، نه به خاطرِ دریا به خاطرِ یک برگ به خاطرِ یک قطره روشن‌تر از چشم‌های تو نه به خاطرِ دیوارها ــ به خاطرِ یک چپر نه به خاطرِ همه انسان‌ها ــ به خاطرِ نوزادِ دشمن‌اش شاید نه به خاطرِ دنیا ــ به خاطرِ خانه‌ی تو به خاطرِ یقینِ کوچکت که انسان دنیایی‌ست به خاطرِ آرزوی یک لحظه‌ی من که پیشِ تو باشم به خاطرِ دست‌های کوچکت در دست‌های بزرگِ من و لب‌های بزرگِ من بر گونه‌های بی‌گناهِ تو به خاطرِ پرستویی در باد، هنگامی که تو هلهله می‌کنی به خاطرِ شبنمی بر برگ، هنگامی که تو خفته‌ای به خاطرِ یک لبخند هنگامی که مرا در کنارِ خود ببینی به خاطرِ یک سرود به خاطرِ یک قصه در سردترینِ شب‌ها تاریک‌ترینِ شب‌ها به خاطرِ عروسک‌های تو، نه به خاطرِ انسان‌های بزرگ به خاطرِ سنگفرشی که مرا به تو می‌رساند، نه به خاطرِ شاهراه‌های دوردست به خاطرِ ناودان، هنگامی که می‌بارد به خاطرِ کندوها و زنبورهای کوچک به خاطرِ جارِ سپیدِ ابر در آسمانِ بزرگِ آرام به خاطرِ تو به خاطرِ هر چیزِ کوچک هر چیزِ پاک بر خاک افتادند #شاملو #سفید_مثل_شب @sefidieshab


. این آخر هفته های خونوادگی یه هفته آدمو شارژ می‌کنه غذا های مامان خندیدن با حمید و شادی به در و دیوار و خل بازیهای مخمل پ ن : هنوز اونقدر حالمون بد نشده ساز رو مثله بیل جا به جا کنیم. سه سالی بود یکی از ساز هام اکباتان بود. دیگه لازمش داشتم و کاورش پیدا نشد. مجبور شدم


Thursday, August 10, 2017

Hi Dear @instagram The instagram page @benitaalers Was Disabled for pretending to be someone else. That's Totally wrong! This page is not a personal page so it can not pretend to be someone else. This page was created to help find lost or stolen children in iran. The name of this page was derived from a poor young girl (Benita) who was kidnapped and murdered. This page provides information about lost or stolen children to people who henceforth offers at least a chance to find a child. Before the child is hurt or something worse happens. "Benita alerts" is similar to the "Amber Alert" in America: (goo.gl/rI2r9). After three or four days we were able to help Melika, a 18-month-old child who was stolen in a city in Iran, thank God, she was found in another city that was 1,000 kilometers away. And returned to the family. Now, as you can see The page "benitaalers" is not a personl page, so it can not pretend to be someone else. If you think I've made a mistake please let me know where I made an error ?? Please re open this page for the purpose of helping children. Sincerely Yours @instagram Dear friend, please share this post to help defenseless children by opening this page. پ.ن: متاسفانه اینستاگرام صفحه هشدار بنیتا را مسدود کرده و ایمیل‌های ما را بی پاسخ می گذارد و یا پاسخ منطقی به ما نمی دهد. این صفحه ابتدای راه برای کمک به بچه های آسیب پذیر سرزمینمان است. این پست را عینا و به صورت کامل مجددا شیر کنید تا اینستاگرام صفحه را باز کند. @instagram #instagram #amberalert #benitaalerts #هشدار_بنیتا #گمشده


. شهادت اش یک انتخاب بود . نه یک اتفاق پس از انتخاب بزرگش یک اتفاق کوچک افتاد گلوله پشت اش را سوراخ کرده بود #علیرضای_مغموم


Wednesday, August 9, 2017

به بهانه ی ماشین لباسشویی جدید مفهومی هست به نام ، قبرستان وسایل خانگی چیز عجیبی نیست . میدانید کجاست؟ آشپزخانه ی خانه های ایرانی آخرین بار که گوشت چرخ کردید یادتان هست؟ یک کاره , دو کاره , شش کاره و.... از همین هایی که اسمش را نمیدانم و اسرار دارم ندانم هم همینطور همین خود من. هفته ای نهایتا یک کیلو لباس در ماشین قبلی می‌ریختم. چرا نباید وقتی حتی یک ساختمان کوچک می‌سازیم. یک رخت‌شور خانه که نه. یک انباری در پارکینگ را به این کار اختصاص دهیم مگر همه خانه ها پر از بچه است. یک یا دو نفره های ساختمان یک کتاب دست می‌گرفتند هفته ای یک ساعت می‌رفتند پارکینگ و می آمدند اصلأ هم نیاز نیست بگوییم. دولت یا شهرداری بخواهد رختشویی سکه ای بزند اگر این اتفاق می افتاد و کمی فرهنگ سازی می‌کردیم . الان نیازی نبود این حجم از خانه ی من برای هفته ای یک ساعت اشغال شود. سرمایه که هیچ #علیرضای_خوب


.از رنجی که میبرم همیشه با بستنی چوبی و قیفی مشکل داشتم درد بوده برایم شبیه درد "یه آدامس بخر" این از همان درد های علیرضائی است که دوست دارم تا نفس میکشم خوب نشود فرقی نمیکند از یک سوپر مارکت وسط شهر بخرید یا از یک بستنی فروشی معروف ایتالیایی بالای شهر. آخر هر آدمی دل دارد بچه ها که همه شان دل است . دلشان میخواهد بستنی ارزشی ندارد. شاید حتی خیلی ها به فرض محال از بستنی بیزار باشند . اما باز درد است فکرش را بکنید. چه دنیای میشد . زمان را نگه میداشتی و میدویدی و سوار یک ماشین بستنی که آهنگ هم پخش میکرد میشدی و می آمدی درست وسط خیابان، وسط گرما و وسط بچه ها پارک میکردی و به تمام بچه های دنیا . تا آخر روز بستنی میدادی آااااخ که چه دنیایی میشد آخ که چه خنک بود دلم قنج میرود برای همچین بهشتی #علیرضای_خوب #بستنی #دنیای_بچه‌ها