Saturday, July 22, 2017

. گاهی صبر میکنم ، برای خوشحالی گاهی به خودش هم گفته ام. #صابر_ابر #عاشقانه #شعر #علیرضای_خوب


. اولین اجرایش بود آن روزها آمپلیفایر های تمام سالن ها لامپی بود یعنی باید نیم ساعت صبر میکردی تا وقتی روشن شد لامپش گرم شود و صدای ساز و خاننده شنیده شود گروه قبلی یادش رفته بود و پس از اجرا بلندگو ها را خاموش کرده بودند. هر کسی جای او بود . با این وضعیت اجرای یک ترانه ی چند دقیقه ای را لغو میکرد. قهر میکرد. آمد روی صحنه. با وقار و بدون نگرانی آرام نشست و گیتارش را بغل کرد. نیم ساعت تمام نشست و در سکوت به مردم لبخند زد صدای اعتراض و هو کردن جمعیت بلند شده بود حتی چند بار چیزهایی به طرف اش پرت کردند بعد از نیم ساعت ، صدایش را صاف کرد و شروع کرد. گنجشکک اشی مشی....... وقتی ترانه اش تمام شد و بلند شد تا برود از مردم عذرخواهی کرد نه برای بلند گو برای صدایش حدود نیم ساعت برایش دست می زدند دوست نداشتند تمام شود #فرهاد #فرهاد_مهراد #موسیقی


. یه بخشی از شخصیت من یه کلکسیونره. شال، کلاه ، ساعت ، پیک گیتار ، فایل موسیقی و.... اما از همه بدتر خاطراته . هر خاطره، نوشته ،حس . آهنگ ، بو و.... کلا هرجیزی که نشانی از خاطرات داشته باشه . از ته مونده دئودورانت کسی که دوست دارم. تا یه تیکه از منوی رستورانی که تو یه روز خوب رفتم یا قبض پارکینگ.. یه تیکه پازل، یه مداد، یه ..... این وسط نوشته های خودم هم هست قدیم سالی یک بار همه رو میریختم تو یه کارتن شماره میزدم و تحویل مامان میدادم تا تو انباری با روش انبارداریش نگه داره. شاید به نظر قشنگ . رمانتیک و با احساس بیاد ولی این عادت قلبتون رو درد میاره امروز بعد چند سال یه جعبه ی خاطرات درست کردم . شد جعبه شماره ی دوارده . شاید باید از اول جمعشون نکنم.


Monday, July 17, 2017

This ain't a song for the broken-hearted No silent prayer for the faith-departed I ain't gonna be just a face in the crowd You're gonna hear my voice When I shout it out loud It's my life It's now or never I ain't gonna live forever I just want to live while I'm alive


بارون نمیاد هیچوقت ولی خیابونا خیسن گاوای خوشبین به آینده تو صف کارخونه‌ی سوسیسن بارون نمی آد هیچوقت ولی خیابونا خیسن گاوای میانه‌رو مشغول مذاکره با رئیس کارخونه‌ی سوسیسن بارون نمی آد اینجا، مرتضی! فقط مرده‌ها زنده‌ن وقتی زنده‌ها باهاس بمیرن قهرمانای شطرنج محکوم به بازی با یه گوریلن بارون نمی آد اینجا... شبِ تاریک و قحطیِ ستاره ماه در نمی آد اینجا، مرتضی پسِ هر کویری، کویره دوباره آی... آی... بارون نمی آد اینجا... مرتضی فقط شبارو می‌شمرم وقتی روزا همه هیچن همه راهنمای چپ می‌زنن و بعدش به راس می‌پیچن بارون نمی آد اینجا، مرتضی! درخت می‌کارن تا باهاش دسته‌ی تبر بسازن شیرارو کردن تو قفس و حالا به عکس یه گربه می‌نازن بارون نمی آد اینجا، مرتضی! راها همه بستن و همه اینو می‌دونن منتظر بارونن تا گونه‌هاشونو بشورن کوچه‌ها باریکن، شبا چه تاریکن بارون نمی آد اینجا؟! پلیسا همه دزد و دزدا همه پلیسن شرافتمونو بردن جاش دوزار یارانه به حسابمون می‌ریزن #موسیقی #مرتضی #کیوسک #گاو #بارون #اعتدال #مرتضی #موزیک #آهنگ