Saturday, July 22, 2017

. یه بخشی از شخصیت من یه کلکسیونره. شال، کلاه ، ساعت ، پیک گیتار ، فایل موسیقی و.... اما از همه بدتر خاطراته . هر خاطره، نوشته ،حس . آهنگ ، بو و.... کلا هرجیزی که نشانی از خاطرات داشته باشه . از ته مونده دئودورانت کسی که دوست دارم. تا یه تیکه از منوی رستورانی که تو یه روز خوب رفتم یا قبض پارکینگ.. یه تیکه پازل، یه مداد، یه ..... این وسط نوشته های خودم هم هست قدیم سالی یک بار همه رو میریختم تو یه کارتن شماره میزدم و تحویل مامان میدادم تا تو انباری با روش انبارداریش نگه داره. شاید به نظر قشنگ . رمانتیک و با احساس بیاد ولی این عادت قلبتون رو درد میاره امروز بعد چند سال یه جعبه ی خاطرات درست کردم . شد جعبه شماره ی دوارده . شاید باید از اول جمعشون نکنم.


No comments:

Post a Comment