,,,, یک ردیف پله تا آن بالاها همه براق و تمیز یک ردیف پله تا یک درب نیمه باز یک ردیف پله که نه! نور چراغ خواب ها سقف اتوبوس! دارم روی سقف راه میروم، مثل همه ی همین روزها نمیدانم من سبک شده ام یا هستی سنگین شده راستش, دوست دارم شکوه کنم اما خودمانیم , لذت خودش را دارد. مثلاً همین الان, همه کمربند های خود را بسته اند و خوابند اما من روی سقف قدم میزنم نه فقط اینجا حتی در نگاهم به پشت شکل ظاهری سایتها و اپلیکیشن ها میدانم خل نشده ام! چند باری وسط جلسه های رسمی امتحان کرده ام وقتی توضیحش میدهم، انگار تازه فهمیدند که خورشید نیست که دور زمین میگردد #علیرضای_خوب #منهای_گرانش #شعر
No comments:
Post a Comment