Sunday, September 3, 2017

,,,, سرو چمان من چرا.... چهار یا پنج ساله که بودم و هنوز خواندن و نوشتن نمی‌دانستم. طیف عظیمی از شاخه های علمی موضوع سوالاتم بود. از تفاوت بمب هسته ای و هیدروژنی تا سوسوی ستاره ها و حتی نحوه ساخت سمنو و کارکرد دستگاه گوارش جوجه و مدار الکتریکی لامپ ! آنقدر پیله کرده بودم که خیلی جاها از حوصله هر جانداری خارج می‌شدم. بعد ها با خواندن و نوشتن و کتاب های «به من بگو چرا» این مشکل تا حدی حل شد. حتی یک بار در مدرسه به جرم دروغگوئی بابت اینکه گفته بودم «خورشید پنج میلیون سال دیگر به یک غول سرخ مرده تبدیل می‌شود» محاکمه شدم . و احساس میکردم خووووب گالیله را میفهمم. این وسط یک بار در همان شش سالگی شنیدم که «سرو چمان من چرا! میل چمن نمیکند؟» معنی همه کلمات را می‌دانستم الا «چمان» . حالا خودتان را بگذارید جای من. فهم همه ی جمله را مشروط کرده بودم به همان یک کلمه. از ترس اینکه مبادا به سرنوشت گالیله دچار شوم هیچوقت نپرسیدم. یادم هم نیست آخر چه شد همه این ها را گفتم که آخرش بگویم اگه روزی تو یه سیاره ای یه بچه ای دیدید که تو فکر بود . ازش بپرسید بزرگترین سوال دنیا چیه و اگه تونستید از طرف من بهش جواب بدید و بگید: «حق داری ها ! این سوال مهمیه!» #علیرضای_خوب #کودک #بچه #پرسش #نجوم #شعر #سمنو #خورشید #گالیله #ستاره #سوال


No comments:

Post a Comment